عروسک مستانه
۱۳٩۳/٢/۱٧
برای همیشه ... نظرات() 

بالاخره هر امدنی رفتنی دارد!

اینجا هم برای همیشه بدرود میگوید...

۱۳٩۳/٢/۱۱
دی جی به من فاز بده! ... نظرات() 

ای سلام عاشقونه...ای عزیز اشیونه...

عادت دارم موسیقی را با هدفون گوش بدم... دوستدارم تا حد امکان صداشو
بالا ببرم . همه ولوم ها رو به نهایت میرسونم باز هم ارضا نمیکنه...با دو دستم
فشار میدم گوشی را تا تو پرده گوشم نفوذ کنه...

البته به خاطر اهالی خونه است که هدفون میذارم نمیدونم چرا موسیقی
بلند را بعضی ها دوست ندارن!! و الا وقتایی که تنها باشم اگه ازهمسایه ها نترسم
خونه را میبندم به باند!

هر چی بلند تر فازش بیشتر!

حیف !که اهلش نیستم و الا مینوشیدم تا ...

دوست دارم با موسیقی خودمو منفجر کنم

دوستدارم این از خود بی خودیها رو!

دوست دارم تمام سلولهام از شدت اهنگ به رعشه بیفته!...

ولی باز هم قطع و وصل میشم...چه کنم که یه مدت نباشم تو این دنیا؟...

میخوام برم مصرف کننده بشم

+ اهنگ دی جی به من فاز بده

 

۱۳٩۳/٢/٩
اعترافای ی عاشق دروغی برای مخاطب خاص دروغیش! ... نظرات() 
۱۳٩۳/۱/۱۳
تولد؟! ... نظرات() 

بیست و سه ساله شدم...همین!:|

۱۳٩٢/۱۱/٢٤
شاخ غول ... نظرات() 

فردا دارم میرم گاو بازی!

ولی به جا گاو غول داره!...به صورت ازمایشی دارم میرم شاخ غول رو بشکنم!

 

 

+دلم میخواد سال دیگه که به صورت واقعی وارد نبرد میشم اینقدر خونده باشم که شب از استرس تب خال بزنم:)

هر چند دیروز زدم!!تعجب

۱۳٩٢/۱۱/۱٧
تست MBTI ... نظرات() 

با توجه به این تسته من اینم: INFP

Introvert: 44%      iNtuitive:38%     Feeling:50%     Perceiving:33%       

 

  خودم میدونستم!...فقط فک نمیکردم درصدام این طوری باشه!

خوبه آدم اطرافیانشو دقیق بشناسه تا بتونه حد ارتباط یا نوع ارتباطشو شناسایی کنه!

کاشکی میشد از این جور تست ها از خواستگارا هم پرسید:)

اینم لینکش:

http://www.humanmetrics.com/cgi-win/JTypes1.htm

 

 

 

اینها مشخصات دوست چهارساله دانشگامه!!

extrovert:44%         sensing:50%         thinking:38%           judging:33%

 

  ما یه نقطه مشترک نداریم حتی!!

خدایا صبرم را شکر !! اخه من چطور این کروکدیل را 4 سااال تحمل کردم!!

(البته اونم بی چشم و روست میگه من چطور هنوز زندم؟! چش سفید:) )

میشه گفت کاملا مکمل همیم! و باید اعتراف کنم کارای گروهیمون معمولا بهترین میشه!....یعنی این تفاوتها را اگه بشه مدیریت کرد و دیوونه نشد ...نتیجه خوبی بیرون میده!

ولی خیلی سخته ...اونم دو تا ادم غد! که غرورشون و همین تفاوتهاشون اجازه نمیداد پیشنهاد اون یکی را تو کارها قبول کنن!...و اینقدر تو سر کله هم میزدن و اتود میزدند تا بالاخره اونی بشه که هردوشون قبول دارن!و انصافا هم خوب میشد و دو سلیقه متفاوت را ارضا میکرد!

یادمه حتی ترم اول با اینکه رودربایستی هم با هم داشتیم سر یه کار کوچیک درست کردن پوستر چقدر دعوا کردیم و من گریه هم کردم! :))... نتیجش پوستری شد که استادمون ازمون خواست تا به اون کلاسی ها هم نشون بدیم تا یاد بگیرن:))...ولی نمیدونست یاد گرفتنی نیست....اصن بد اموزی داره!...این کار نتیجه گیسوانی بود که در چنگال همگروهی کروکدیل، حین گیس و گیس کشی جا مانده بود!

 

+ کروکدیل: انسانیست سخت بی احساس!

  درونگرا: entrovert

برون گرا:extrovert

شهودی:intuitive

منظور کسیه که از راه دقت و حواس پنجگانه توجه میکنه...از راه مادی:sencing

احساسی و احساس گرا:feeling

منطقی و عقل گرا:thinking

ادراک(ادراک محور):perceiving

قضاوت(قضاوت محور):judging

 

شعرا مث حافظ شهودی بودن!(غیر مادی)

ادراک محورم که میشه کسایی که در مقابل یه رویداد و محیط قدری منفعل هستن و سریع قضاوت نمیکنن

به عبارتی گفته میشه اگه کسایی را که جاجینگ نیستن را برای قضاوت ببرن جان به جان افرین تسلیم میکند:)

 

+ حالا برین تحقیق کنین ببینین چطور باید با من رفتار کنید که خدااایی نکرده دلخور نشم:))

 

 

 

 

۱۳٩٢/۱۱/۱٧
رقابت احمقانه ... نظرات() 

وقتی میبینی اون که میگن دوستته*، یه پله ازت جلو زده،تو
هم با تمام حسادتت ،با اینکه میتونی بکشیش پایین ، به زور و بیشتر هولش میدی که
بالاتر بره،و خودت این پایین داری در جا میزنی، خب این در جا زدنه بالاخره یه روز عقده میشه و از یه جایی میزنه بیرون!

وقتی میبینی موهات موخوره گرفته و باید تهشون رو از بدنشون جدا کنی، ولی
این کار رو نمیکنی چون این یه اپسیلون سانتی هم که موهات از اون دوسته بلندتره را
از دست میدی و باز عقب میفتی!....به این میگن یه رقابت احمقانه!...درست می
فرمایم؟؟!:))

+*دوست خوب اونیه که همیشه ازت پایینتر باشه!که وقتی نگاش میکنی به خودت ببالی!عینک

+هر از گاهی در کار خودم و خدا میمونم!اونقدر که واسه دوستم بالا و
پایین میپرم و تشویق و کمکش میکنم که هر روز بالاتر بره و اوج بگیره ، اگه واسه
خودم دل سوزونده بودم الان استاد شماره یک معماری دانشگاه ام ای تی بودم!خیال باطل

حکما این قطعه حسادتی که خدا واسه ما کار گذاشته نقص فنی داره! مث معدم که گشاد دوخته برام و هر چی توش میریزم پر نمیشه!خوشمزهنیشخند....نمیدونم حالا گارانتی و بیمه داره یا نه!

+یه چیزی هم کشف کردم تااازه! ما تو کانون زبانمون سه تا استاد مرد
داشتیم که هر کدوم قد شونصد تا مرد سیـــــــــبیــــــــــــل داشتن! میگفتن یَــــک
رقابت حیثیتیه بینشون!...حالا میفهمم اونا هم یه جا تو زندگیشون عقده کرده بودن
بیچاره هااا:))

۱۳٩٢/۱۱/۱٧
کنکـــــــــور....پر! ... نظرات() 

دیدم حیفه از این اتفاق عظیم تاریخی ننویسم...تنها کاری که من امسال
واسه کنکور کرده بودم این بود که این دیکشنری 504 را دو سه باری دوره کرده بود.
اونم چون رو گوشیم بود و من شبا که خوابم نمیبرد میخوندمش تا زودتر بخوابم:)

ولی با این حال استرس و دغدغه داشتم، دغدغه اینکه:

ـــ مداد ندارم

ـــ چی جا مدادی بردارم همرام؟ اونکه کثیف و پر چرکه...اون یکی زیپش
پریده...اونم ببرم مسخرم میکنن و...

ـــ اگه دوباره دست شوییم بگیره چی ؟:))   (داستانها دارد:) )

ـــ امسال هم فقط بیسکوییت خشکو میدن یا ابمیوه هم میدن؟ سر جلسه
بخورمش یا بیارمش بیرون ترتیبشو بدم!

ـــ اگه به ترتیب معدل بچینن ، نکنه بیفتم اخرای سالن...ابروم
بره...دیگه کلا اعتماد به نفسمو از دست میدم و نابود میشم!

ـــ موبایلمو چیکار کنم چار ساعت برم تو صف و بدمش امانت؟! یا جاسازیش
کنم همراه خودم ببرمش!؟

ـــ اصن چی بپوشم؟!

ـــ تا اخر ساعت بشینم یا زودتر پا شم؟..چه ساعتی بگم بیان دنبالم؟!

ـــ ده بیست سی چل کنم...یا چشم بسته گزینه ها را بزنم؟

....

خلاصه اینکه دوست داشتم همین هفته کنکوره را میدادم!

 

+ یه حس خبیثانه ای تو دلم دوست داره سال دیگه هم همین اتفاق بیفته و
شهرهای شمالی و غربی برن زیر برف و کنکور را بندازن عقب بعد دوباره اینها در نیان
از تو برف ...دوباره بندازن عقب...دوباره اینها نتونن بیان...دیگه سازمان سنجش بگه
دیگه عقبتر نمیندازیم...مام خوشحال بریم سر جلسه در حالی که نصف رقبا تو خونه
زندونی ان و از دور خارج شدن:))