یه التماس دعای جانانه

با تمام وجود و با تمام سکوتم دارم فریاد میزنم و دعا می طلبم....این شبهای قدر من و خواسته من را فراموش نکنید....

از خودش بخوایین... از مولا بخوایین یه عاشق به عاشقای خودش اضافه کنه...یه عاشق نه یه دروغگو مث من...با نهایت اخلاص و با اشک ازش بخواین...

یا علی عاشقش کن...شیعه اش کن

 

این روزها عجب که هر وقت اسم تو میاد تنم میلرزه...یا علی

/ 22 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

راستی سلام....[نیشخند]

سایه - نوشته های یه مامان

سلام [پلک] دلم گرفت بخاطر دعات ... که اگه مشکلی نبود میتونستی راحت بهش برسی .... خواهرم چیزی از پستت نمیدونه حتی نخوندش . منظور من برای چت بود که گفته بودی .... چه جالب که من قبلا اون عکسو دیدم [عینک] خب چرا رمزو تغییر دادی ؟ این رمز فقط مال این پسته یا کلا از این به بعد این رمزه جایگزین میشه ؟ اگه اینجوریه رمزو باید داشته باشم [پلک] راستی بروزم . با دو پست [قلب]

نسیم

همین روزا میاد[اضطراب]

طیبه

چطوری خانوم؟ روبراهی؟ [لبخند]

طیبه

ای جونم ای جونم [قلب] بپر بغل خاله ببینم [بغل][نیشخند] حالا یه ماچ بهم بده خستگیم در بره [ماچ]

یادداشتهای یک معلم

سلام . رقیب پیدا کردی کامنتا را خومدی آخرین همسفر رو دستت بلند شده بیا و ببین[نیشخند]

معلم روستا

سلام ما همه محتاج داعییم.و بزرگترین نعمت همین دعاهای خالصانه است. برای مادر من هم دعا کنید،که دعای شما اجابت پذیر است. این روزها درگیرم ولی دلم برای وبلاگ هم تنگ شده.دوباره راهش انداختم.اگر وقت کنم خواهم نوشت. village-teacher.persianblog.ir در پناه حق

طیبه

سلااااام چطوری دوشیزه خانوم؟[نیشخند] [قلب]

طیبه

خدا نکنه نبینم غمتو قناری [قلب] بیا روحتو یه ماچ کنم خوب بشه [نیشخند] این ور لپت [ماچ] اون ورش [ماچ] اینم رو پیشونیت [ماچ] اون یکی هم نه دیگه[خجالت][نیشخند]