روزهای رفته

گاهی اوقات مجبوریم یکی از دو عنصر زیبایی و کارایی و امکانات را قربانی کنیم!! در چنین شرایطی اولویت با کدام است؟

عقیده قبلی من اهمیت بیشتر امکانات بود

برای عقیده ام هم همیشه این مثال را میزدم که:فرض کنید دو هتل داریم!یکی زیبا، یکی زشت!ولی هتلی که زیباتر است از امکانات کمتری برخوردار است حتی ممکن است این نقص بسیار کوچک باشد مثل نداشتن چوب لباسی! اما به نظر من ،نه تنها من، بلکه 99% از مردم کارایی را انتخاب میکنند نه زیبایی را!!  ایا این درست است؟

اما الان بعد از مطالعه کتاب راز جاودانگی به یک تناقض رسیدم که بسیار فکر من را مشغول کرده. در این کتاب اصل معماری را کیفیت بی نام خوانده! در جایی از این کتاب این کیفیت را این گونه تعریف کرده:"چشمان خود را ببندید و ببینید چه احساسی دارید؟"

در همه جا تاکید کرده نظر اشخاص و سلیقه اشخاص با کیفیت بی نام متفاوت است!!فقط احساس افراد مهم است.

اول اینکه: احساس های خوب افراد مشترکند

دوم اینکه:در همه ی طراحی های توصیف شده در کتاب نویسنده از عناصر مشابه استفاده کرده مثل چمن ها و علف های خودروی بین موزاییک ها ،بوته های گل،پنجره گاههاو...

من و بسیاری از افراد هم مانند نویسنده این عناصر را دوست داریم!

من هم دوست دارم در همه جا این چنین طراحی کنم ولی در خیلی موارد امکانش نیست!مثلا در کویر خبری از طبیعت سبز و بکر نیست!

در ضمن به این شکل طراحی کردن موجب قربانی کردن یک سری چیزها میشود مثلا من اصلا احساس خوبی نسبت به بعضی مصالح ندارم ولی برای استحکام بنا نیازند!!!!حالا من باید احساس و کیفیت بی نام را انتخاب کنم یا کارایی؟؟؟ یا مثلا این جور طراحی کردن باعث میشود که اکثر بناها بسیار شبیه به هم شوند!!

حالا دوباره سوال میپرسم:1-اگر مجبور به انتخاب یکی از عناصر زیبایی و کارایی باشیم کدام اولویت دارد!؟!

2-و ایا دریافت من از کیفیت بی نام کتاب راز جاودانگی درست بوده یا نه؟

3-اگر درست است پس تکلیف کیفیت بی نام چیست؟ همیشه باید اجرا شود یا نه؟

(دقیقا از روی برگم نوشتم!! خانم دکتر حالا که دکتر شدی بگو ببینم  جواب من چیه؟)

 

/ 31 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده

خیلی متن قشنگی بود [گل] چرا نظراتش رو غیر فعال کردی گلم [نگران] میخواستم برات نظر بذارم .

سعیده

ممنون که به فکرمی[نیشخند] راستی حالا که داری کنتر منو میبری برای خودت رو هم ببر پیشش [مغرور] چون فکر میکنم 120 برات زیاد باشه !! نکنه اومدی دستکاریش کنی که سنت رو کم نشون بده برعکس شده[نیشخند]

یادداشتهای یک معلم

سلام اصولا همکارا می دونن تو مهر بد ترین فصل برای مدیر هاست هزار جور بخشنامه . سازمان بندی مدرسه . برنامه کلاس ها . کتابها مجلات رشد . امار مدرسه . دفتر امار . پلمپ دفتر امتحانات . امحا سوالات سال قبل . برنامه ریزی ورزش . جشن بازگشایی . جشن قران . مهمتر سامانه بگفا ( همین بگفا خودش یه دنیا کاره) . ورود اسامی کل دانش امزان در دو سیستم جندیو و توصیفی و .... بازم بگم این یک مقدارش بود .[گریه]

سعیده

آخییییییی [قلب] دختر به این خوبی و نازی ، آخه چرا؟[گل] بگو باعث و بانیش کی بوده خودم دست بسته تحویلت میدمش [عصبانی] نگران نباش کنتر دلتو دستکاری میکنم درست میشه و بر میگرده روی 14 سال [ماچ][گل][قلب]

سایه - نوشته های یه مامان

سلام نخیرم حرف گوش کن بودم . گفتی مال خودمه و برای خودم مینویسم منم نرفتم توش حرفام با رویا هم تموم شد . مگه تو با فامیلات حرف نمیزنی ؟ [متفکر] چی شده باز ؟ چرا اشکات خشکیده ؟ [خنثی] یه مدت منتظر اسمست بودم ندادی تک زدم جواب ندادی امروزم اس دادم و بازم بی جواب اینجا هم که .... [وحشتناک] اتفاقی افتاده یا یه دلخوری یا دلتنگی ؟

سایه - نوشته های یه مامان

من نمیدونم منظور کیفیت بی نام چیه ولی فکر میکنم معمولا ادمها زیبایی و احساس خوب رو به کارایی ترجیح میدن مثلا اگه یه جا قشنگ باشه و یه جا زشت ادم اول به سمت زیبائه میره و اصلا سراغ زشته رو نمیگیره که ببینه چه کارایی ای داره توی کویر هم شاید بشه با گلدون و نقش و رنگ بنا رو زیبا کرد . با باغها و اب گیر و اب نماهای مصنوعی با ......

سایه - نوشته های یه مامان

هـــــــــــــــــــــی ![تعجب] واقعا اون نوشته های بالایی مال خودت بود ؟ من فکر کردم از روی یه ترانه یا یه متن نوشتی بابا ایوللللللللللللللل [پلک] سالها بعد به یه خانوم نویسنده هم تبدیل خواهی شد [عینک]

سعیده

عزیزمییییییییی[ماچ][گل] منو لینک کردی !! نه بابا!! باورم نمیشه [گل][نیشخند]

سعیده

اجازه ما هم دست شماست خانمی[مغرور] باعث افتخاره [نیشخند] منم لینکتون کردم [گل]

سعیده

نوشتت هم عالی بود[گل] خواهشا نظراتش رو باز کن برات نظر بذاریم[چشمک] هرکیم مسخرت کرد بدون حسودیش شده[نیشخند]