رقابت احمقانه

وقتی میبینی اون که میگن دوستته*، یه پله ازت جلو زده،تو
هم با تمام حسادتت ،با اینکه میتونی بکشیش پایین ، به زور و بیشتر هولش میدی که
بالاتر بره،و خودت این پایین داری در جا میزنی، خب این در جا زدنه بالاخره یه روز عقده میشه و از یه جایی میزنه بیرون!

وقتی میبینی موهات موخوره گرفته و باید تهشون رو از بدنشون جدا کنی، ولی
این کار رو نمیکنی چون این یه اپسیلون سانتی هم که موهات از اون دوسته بلندتره را
از دست میدی و باز عقب میفتی!....به این میگن یه رقابت احمقانه!...درست می
فرمایم؟؟!:))

+*دوست خوب اونیه که همیشه ازت پایینتر باشه!که وقتی نگاش میکنی به خودت ببالی!عینک

+هر از گاهی در کار خودم و خدا میمونم!اونقدر که واسه دوستم بالا و
پایین میپرم و تشویق و کمکش میکنم که هر روز بالاتر بره و اوج بگیره ، اگه واسه
خودم دل سوزونده بودم الان استاد شماره یک معماری دانشگاه ام ای تی بودم!خیال باطل

حکما این قطعه حسادتی که خدا واسه ما کار گذاشته نقص فنی داره! مث معدم که گشاد دوخته برام و هر چی توش میریزم پر نمیشه!خوشمزهنیشخند....نمیدونم حالا گارانتی و بیمه داره یا نه!

+یه چیزی هم کشف کردم تااازه! ما تو کانون زبانمون سه تا استاد مرد
داشتیم که هر کدوم قد شونصد تا مرد سیـــــــــبیــــــــــــل داشتن! میگفتن یَــــک
رقابت حیثیتیه بینشون!...حالا میفهمم اونا هم یه جا تو زندگیشون عقده کرده بودن
بیچاره هااا:))

/ 6 نظر / 17 بازدید
شهرزاد مامان حسین

چقدر خوبه بخش حسادت و کینه تو قلب آدم نقص فنی داشته باشه. سلام مستانه جان.

معلم روستا

سلام بین رقابت و حسادت فرقی است شگرف که این دو را از هم جدا می کند. در اخلاق رقابت از نوع سالمش بسیار توصیه شده و حسادت یکی از مواردی است که نهی در مورد آن بسیار است. ولی قضیه شما کلاً فرق می کند و پیچیده است.در رقابت تلاش برای گذشتن از حریف تعریف شده است نه برای کمک به حریف در جلو رفتن از خود کار شما بیشتر شبیه کار بزرگان است. به یاد داستان پوریا ولی افتادم که کاری کرد حریفش برنده شود.فقط به خاطر دعای مادر حریفش یا تختی که در یک کشتی می دانست مچ پای چپ حریف آسیب دیده است و در طول مسابقه اصلاً با پای چپ حریفش کار نداشت. این نشانه ی بزرگ شدن را می شود در شما به وضوح دید. البته منظور من بیشتر جنبه علمی و اخلاقی اینگونه مسائل است و با مو و سبیل کاری ندارم. در هر صورت کار شما بسیار بزرگتر از یک رقابت است.خوش به حالتان. درپناه حق

نسیم

معده گشاد [نیشخند] من قوه حسادتم در حد اعلاست ][شیطان]

طیبه

:| ینی آخرش بودااا رقابتِ احمقانه و همچنین رفاقت احمقانه [نیشخند]

طیبه

من یه سوال بپرسم؟ [خجالت] مستانه تو چاقالویی؟ [خجالت]البته جسارت نباشه هااا [خجالت][نیشخند]

سایه - نوشته های یه مامان

با اینکه این رقابت برات خیلی طاقت فرسا و ناراحت کننده است ولی لحن و نوشته ات خنده دار و طنزگونه بود [پلک]